تبليغاتX
دلیر مردوخی::مریوان
رسانه مریوان چهارشنبه 8 مهر1388
دلیر مردوخی


چرا شهر مریوان رسانه ندارد؟

شهر مریوان رسانه ای با تعریف  رسانه همگانی ندارد.
شهر مریوان رسانه خبری ندارد.
شهر مریوان رسانه تحلیل مسایل سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی  ویژه خودش را هم ندارد.
تنها رسانه شهر مریوان رادیو مریوان است.
و به نظر من رسانه یعنی مخاطب. اصلا ارتباط یعنی مخاطب.
اما رادیوی شهر مریوان مخاطب ندارد. شاید فقط چند راننده تاکسی شهری و مسافران احتمالی، دقیقه ای از برنامه هایش را بشنوند. آن هم شنیدن و نه گوش دادن!
شهر مریوان هیچ رسانه ای ندارد.
شهر مریوان حتی رسانه علمی و تخصصی هم ندارد.
یک نشریه زیست محیطی دارد که واقعا باید به پشتکار دست اندرکارانش تبریک گفت. با این همه این نشریه  فقط درباره محیط زیستمان می نویسد. لازم است. می دانیم. اما کافی نیست. عوامل زیادی باعث شده اند برد این رسانه در زمینه تخصصیش زیاد نباشد. از قطع و رنگ نشریه گرفته تا سطح مطالب منتشره و  کمبود کادر و محدودیت در نشر مطالب و... و از همه مهمتر این که نه در مریوان که همه جا نشریه تخصصی خریداران ویژه خودش را دارد و هیچ گاه عموم مردم مشتاق بحث های ویژه نبوده اند. پس "چیا" هم آن رسانه همگانی نیست که مریوان احتیاج دارد.
مدتی تابلو اعلاناتی که میان شهرداری و شورا و کانون سلامت ژین مشترک بود می خواست "رسانه مریوان" شود و هرچند زمینه و اجازه فعالیتش فقط بحث سلامت بود اما گه گداری هم به حاشیه می زد. متاسفانه آن هم رفت!
در مریوان خود مردم رسانه هستند. شنیدی دیروز یک پژو405 ... می گویند بازارچه... ندیدی چه تصادفی... می دانی چند نفر... احتمالا قرار است فردا...
در مریوان بازار شایعه همیشه داغ است و یکی از بزرگترین دلایلش نبود رسانه است. هرچند فقط یکی از کمترین کارکردهای رسانه کوچک کردن شعاع شایعه پراکنی و ایجاد امنیت روانی است و از مزایای وجود یک رسانه همگانی و البته موثق، صاحبنظران سخن ها فراوان گفته اند.
در اینترنت هم خبری از رسانه همگانی مریوان نیست. آن چه هست یا محدود یادداشت های شخصی است یا تلاش های ناکامی برای رسانه همگانی مریوان شدن. اکنون فرصت آن نیست که به بررسی سایت ها و وبلاگ های ایجاد شده توسط ساکنان مریوان بپردازیم اما امروز شاهد غیرفعال شدن پایگاه های مجازی فراوانی هستیم که می خواستند بخشی از کمبود رسانه را در مریوان جبران کنند. سایت رونان، سایت انجمن نمایش مریوان، سایت خبرنگار مریوان و... و وبلاگ های فراوانی که می آیند و زود می روند.
اگر در این میان کوشش های سایت خبرنگار مریوان را که تلاش داشت منبع خبری موثق شهر مریوان باشد بازخوانی کنیم به این نتیجه می رسیم که همه فعالیت های بدون پشتوانه مالی محکوم به شکست هستند. به طور خلاصه سرفصل هزینه ها شامل موارد زیر است:
- هزینه استخدام تمام وقت یا حتی پاره وقت خبرنگارانی دارای توانایی علمی و استعداد ذاتی.
- هزینه ثبت فضای مجازی
- هزینه طراحی
- هزینه تهیه و تولید خبر، گزارش، مصاحبه و مقاله.
- هزینه تهیه و ویراش عکس و فیلم
- هزینه رفت و آمد
- هزینه تبلیغات
-و...
و بسیاری هزینه های پیش بینی نشده دیگر توان هر فعالیت رسانه ای را از افراد مستقل می گیرد. این به جز هزینه های "معنوی" و غیر مادی است که صاحبان رسانه باید بپردازند!
حالا اگر این هزینه ایجاد یک پایگاه اطلاع رسانی مجازی است، باید هزینه های یک نشریه چقدر سرسام آور باشد؟

برمی گردیم به پرسش اصلی:
چرا شهر مریوان رسانه ندارد؟
دلایلش گفته شد اما آیا این پایان کار است؟ به نظر من نه!
چرا شهر مریوان رسانه نداشته باشد؟ در حالی که خبرنگاری شهروندی وجود دارد؟
خیلی ساده و عامیانه بگوییم خبرنگاری شهروندی یعنی هر وقت شما یک رویدادی مشاهده کردید یا شنیدید یا می دانید که رخ می دهد و این رویداد به نظرتان جالب و مهم بود را منتشر کنید. همین.
چرا شهر مریوان رسانه نداشته باشد؟ در حالی که همیشه دل هایی برای مریوان می تپد؟
چرا شهر مریوان رسانه نداشته باشد؟ در حالی که همه ما می توانیم یک شهروند خبرنگار باشیم؟
و اگر خبرنگار شدیم دیگر استخدام و تهیه وتولید خبر، بدون هزینه می شود. با استفاده از فضای وبلاگ هم دیگر از هزینه ثبت فضا و طراحی و تبلیغات و... هم خلاص می شویم.
چرا شهر مریوان رسانه نداشته باشد؟ در حالی که هر روز در این شهر خبری هست. حالا فعلا از مبانی تعیین و گزینش خبر می گذریم چون همه می دانیم که خبر یک چیزی است که همه علاقه داریم از آن مطلع شویم. حالا خبر یک تصادف باشد یا یک رویداد استثنایی یا درباره افراد مشهور و یا بر زندگی عده زیادی از ما تاثیر داشته باشد و یا تعداد و حجم آن خیلی زیاد باشد و یا در نزدیکی ما روی بدهد. خیلی ساده به این ها می گویند ارزش های خبری:دربرگیری- تضاد و برخورد- شهرت – استثنا و شگفتی- فراوانی - مجاورت

حالا قبل از همه چیز باید بدانیم چقدر از پیشنهاد ایجاد وبلاگ خبرنگاری شهروندی برای مریوان استقبال می شود تا بعد.

مطالب مرتبط:

شایعه در بی خبری گل می کند

رسانه های قوی و رسانه های ضعیف در ایران

شهروند خبرنگار پدیده دنیای دیجیتالی امروز

اينترنت و هويت در پنج هويت قومي ايراني

وبلاگ ايراني به مثابه رسانه جايگزين و شهروندي

عدم استقلال اقتصادی عامل ناکارآمدی رکن چهارم دموکراسی

قدرت رسانه-بهروز بهزادي

اصول 9 گانه روزنامه‌نگاری



نویسنده: فریدون یکشنبه 5 مهر1388 ساعت: 10:44
من مریوانی هستم ولی خیلی کم مریوانم . چون دانشجوم
فکر خیلی خوبیه
من همکاری می کنم
زحمت راه انداختن این کار با شما و انشا الله همکاری از همه ی ما

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده:  tknik1400@gmail.comارسال از طریق ایمیل

یکشنبه Sep 27, 2009 9:06 AM

سه لام به پیویستی ده زانم  با به شانوگه ری ئه مسال  ده س پیکه ین وو -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده: سعید

دوشنبه 6 مهر1388 ساعت: 1:33
زور پی خوشحال ئه بم ئه گه ر کاریکی وه ها بکه ن.
منیش به ش به حالی خوم یارمه تیتان ئه ده م و له خزمه تتانام.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده: آرمان

جمعه 10 مهر1388 ساعت: 13:39
سلاو بریز
ئه مه ته نیا گرفتی شاری مه ریوان نییه
به لکو تواوی شارانی کوردستان هه مویان ئه م گرفتیانه هه یه
به سوپاس بو ئه یوه
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: شاهو
شنبه 11 مهر1388 ساعت: 11:1
با سلام
چيزي كه گفتي چيزي جالب است پيشنهاد من براي شروع كار طراحي يك بلاگ گروهي است و يك مرامنامه براي عضويت !

موافقم و اگر مطلبي براي ارسال داشته باشم حتما شركت خواهم كرد.

وب سایت
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده: عبدالله سهرابی sohrabi337@gmail.com
ارسال از طریق ایمیل
Oct 3, 2009 10:29 AM
كاك دلير سلام و سپاس و عرض ادب
نگرانيها و دغدغه هاي شما در خلاء و فقدان رسانه در مريوان وبطور كل در كردستان ايران وارد و ملموس و قابل درك است بويژه در عصر ارتباطات ودر دنياي بدون مرز IT. البته به يمن شبكه گسترده انترنيت و ايفاي نقش فعالان و دلسوزاني چون شما تا حدود زيادي اين معضل قابل جران است كما اينكه نهضت سبز نيز با محدوديت رسانه اما هر شهروند در نقش خبرنگاري وهر موبايل يا سايت و وبلاگي بعنوان يك رسانه و بلكه خبر گزاري مورد استفاده موثر قرار گرفت به قول خودت هر شهر وند ميتواند يك خبرنگار باشد. البته اين به معناي بي نيازي از رسانه هاي جمعي ومطبوعات كه ركن چهارم دمكراسي است،نيست. ولي در شرايط بحراني موجود راه كارهاي فوق كار ساز است.به اميد آينده بهتر

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده: بنار

سه شنبه 14 مهر1388 ساعت: 1:28
...
منیش بوونی میدیایه‌کی گشتی له‌ مه‌ریوان به‌ پێویست ئه‌زانم و ئاماده‌یشم یارمه‌تی و هاوکاری بکه‌م.
وب سایت
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: kaya
سه شنبه 14 مهر1388 ساعت: 16:16
بازهم شاهد تراژدی سایت " خبرنگار مریوان " باشیم ؟
وب سایت
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: ‌‌‌‌هاوڕێ
سه شنبه 14 مهر1388 ساعت: 0:23
ڕێزدار کاک دلێر ماندوو نه‌بن
به ڕای من ڕه‌سانه وه‌کوو ده‌لاقه‌یه‌کی به‌ر بڵاو له گه‌ڵ ده‌نگ‌دانه‌وه‌یی ڕاسته‌قینه بۆ جێ به‌جێکردنی ئه‌رکی هه‌واڵنێری و به‌رژه‌وه‌ندی شارۆمه‌ندی و هه‌نگاوی به‌نرخ بۆ ده‌وڵه‌ مه‌ندکردنی بارودۆخی کۆمه‌ڵایه‌تی له جێگای خۆیدا به‌رز و پێویسته.
هه‌ر کام له ئێمه بۆ ئه‌و مه‌به‌سته ئه‌رکی سه‌رشانمانه تێکۆشین و تێ ده‌کۆشین به‌ڵام هان‌دانی ئه‌و مه‌به‌سته به‌ره‌و خاڵه‌ سیا30 ه‌ کان له بارودۆخی ئه‌مڕۆدا نرخی گڕانه و گێچه‌ڵ ئاویی...

 وب سایت
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: shne
جمعه 17 مهر1388 ساعت: 11:35
slam mish datwanm yarmati bdam  
وب سایت
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: محی الدین نجفی
جمعه 1 آبان1388 ساعت: 20:44
جناب مردوخی باسلام
دنیا رسانه دنیا وسیع است اما همیشه طیف علاقمند به آن با مشکلاتی مواجه اند شاید داشتن یک رسانه بر فرهنگ شهروندی هم اثر مثبت برجای گذارد وقتی بسیاری از حوادث در اوهام فراموشی می مانند یا از کوچکترین حادثه هیولای حوادث شایع می شود زجر نبود یک رسانه خبری است هنوز هفته نامه تیشک در اذهان فرهنگ دوستان مریوان باقیست اما کجا رفت من نیز از پیشنهاد شما استقبال می نمایم اما با یک طرح جامع رسانه ای نه در درگذر زمان اثری از آن نماند وبانیان آن از ببار آوردن بی ثمر آن غبطه بر دلشان به یادگار زجر آور مبدل شود
با آرزوی شاد بودن
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: عزیز صادقی eslahe@gmail.com
ارسال از طریق ایمیل
دردمند بودن شما را قبل از هر چیز تبریک می گویم !
حق مطلب را خوب ادا کرده اید .
اما در موردوبلاگ خبرنگاری شهروندی باید بگویم اقدام بسیار مناسبی  می باشد البته برای شروع و جا افتادنش در میان شهروندان مستلزم فعالیت و تلاش جدی می باشد و اگر اقدامات اولیه درست انجام بگیرد به نظرم می تونه طرحی موفق و مفید باشد .

موفق باشید
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت |



نویسنده: بنار
جمعه 3 مهر1388 ساعت: 19:49
به‌م شێوه‌ی که‌ لێیان کردوه‌و به‌ هه‌موو ئه‌و گیر دانانه‌ی که‌ ئه‌مساڵ داویانه‌، باوه‌ڕ ناکه‌م پێشوازییه‌کی وه‌ها. لێ بکرێت


نویسنده: هادی ڕه‌حمان زاده
جمعه 3 مهر1388 ساعت: 23:21
کاکه‌ ماندوو نه‌بی!
من پێموانییه‌ پێشوازی خه‌ڵک فه‌رقێکی به‌رچاوی له‌گه‌ڵ ساڵانی پێشوودا هه‌بێت.
(بریا جه‌نابیشت له‌ پێشدا بیروڕای خۆت و هۆی هێنانه‌ ئارای ئه‌م پرسیاره‌ت نووسیبا)


نویسنده: په‌یام
شنبه 4 مهر1388 ساعت: 14:26
ئه‌و کاته‌ت باش کاکی به‌ڕێز.
ئه‌وه‌ی که‌ له‌ ماوه‌ی ئه‌م چه‌ن ساڵه‌ی ڕابردوو له‌ مه‌ریوان فستیڤاڵی شانۆی سه‌ر شه‌قام به‌ڕێوه‌ چووه‌، له‌لایه‌ن خه‌ڵک پێشوازییه‌کی باشی لێ کراوه‌.به‌ڵآم ئایا خه‌ڵک ئه‌مساڵ پێشوازی لێ ده‌کا یان نه‌، یه‌ک پرسیار دێته‌ ئاراوه‌ که‌ ئه‌ویش ئه‌وه‌یه‌، چ شتێکه‌ که‌ ده‌بێته‌‌ هۆی جیاوازی فستڤاڵی ئه‌مساڵ له‌ گه‌ڵ ساڵانی پێشوو؟


نویسنده: هيمن نافعي
شنبه 4 مهر1388 ساعت: 15:36
...
من ئاگاداری باشم له تئاتری خیابانی نیه ببوره...


نویسنده: هاوری
یکشنبه 5 مهر1388 ساعت: 16:8
کاک دلێر سڵاو
به بۆچوونی من ، شانازی به‌رێوه‌بردنی ساڵانی پێشو و ڕێز و حورمه‌تی خه‌ڵکی ، له سه‌ر پێشوازی ئه‌مجاره‌ش بێ ته‌سیر نابێت. به‌ڵام به هۆی بارۆدۆخه‌وه هه‌م له ناوه‌رۆکی مێهره‌جانه‌که وه هه‌م له پێشوازی کۆڕه تایبه‌تیه‌کان که ده‌بوایه هۆی پێشکه‌وتنی چاوه‌روانکراو بێت که‌م ده‌کاته‌وه . لام وایه لاواز بێت.
وب سایت


نویسنده: زانیار
دوشنبه 6 مهر1388 ساعت: 11:24
سلام کاک دلیر
من دیروز خودم شاهد یکی از تئاتر ها بودم در دینار فروشی ها . خیلی شلوغ بود خودم هم با زحمت توانستم کمی از نمایش را ببینم .
حقیقت آن است که باید تئاتر ها را در مکان های پر جمعیت به نمایش بگذارند من خودم پارسال در دریاچه شاهد یکی دیگر از تئاتر ها بودم ولی اصلا بیننده نداشت بجز دو سه نفر از مغازه داران چون کسی در دریاچه نبود یا حداقل در روزهای جمعه در دریاچه برگزارش می کردند
به نظر من باید در انتخاب مکان تئاتر ها خیلی توجه شود

پایدار باشید


نویسنده: مجتبی حیدری
شنبه 11 مهر1388 ساعت: 20:36
سلام آقای مردوخی عزیز
متاسفانه من وقتی نظرات وبلاگم رو باز کردم که چند روزی از جشنواره می گذره...
ولی من هم با زانیار عزیز موافقم که باید در انتخاب مکان تئاتر ها خیلی توجه شود و تئاتر ها را در مکان های پر جمعیت به نمایش بگذارند...
(باقی دوستانی که نظر دادن به زبان کردی نظر دادن که متاسفانه من کردی بلد نیستم...دوستان اگه میشه فارسی بنویسید تا من هم که در برازجان هستم بتونم نظراتون رو بخونم...mer30)
موفق و سربلند باشید




دورنمای شهر مریوان  بیشتر و بیشتر(تصاویر دسکتاپ768*1024)

نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت |


هیچ نویسی و هیچ گویی


مدت ها پیش مقاله ای خواندم با عنوان "هیچ گفتن در 500 کلمه" که از ردیف کردن کلماتی خبر می داد که از خواندن آن هیچ نتیجه ای عاید نمی شد الا سیاه کردن یک صفحه کاغذسفید. به قول نویسنده این مقاله: هنگامي‌ كه‌ استاد اين‌ نوشته‌ها را يكي‌ پس‌ از ديگري‌ مي‌خواند و مي‌بيند كه‌ هر كدام‌ از دانشجويان‌ كوشيده‌اند از هيچ‌، چيزي‌ در 500 كلمه‌ در بياورند، با خود فكر مي‌كند كه‌ چطور شد كه‌ اين‌ شغل‌ را انتخاب‌ كرد و حال‌ آن‌ كه‌ مي‌توانست‌ برقي‌ يا لوله‌كش‌ يا دلال‌ اتومبيل‌ شود و زندگي‌ سعادتمندي‌ داشته‌ باشد.
 این مقاله که از سری مقالات آموزشی خبر نویسی است از بی سوادی دانشجویانی خبر می دهد که تصور می کنند در مورد همه چیز کلماتی برای گفتن دارند بدون این که نظر قاطع و اطلاع دقیقی از آن داشته باشند. حالا تفاوتی ندارد این دسته از افراد حرف های شایسته! گفتنشان را بنویسید یا بر زبان بیاورند.
اگر اندکی در اطرافمان دقیق شویم از این دسته انسان های همه چیز دان و همه چیز گو فراوان می یابیم. کسانی که در مورد همه چیز نظر کارشناسی می دهند، تایید می کنند، تحذیر و تشویق می کنند، نصیحت می کنند و راه چاره را هم با قاطعیت هرچه تمام تر سخنرانی می کنند.ببینید:

اولی: بلیط هایمان را کنسل کردیم. سفرمان افتاد ماه آینده.
هیچ گو: خیلی خوبه. تازه این روزها هوا خیلی گرمه. آدم عرق می کنه خوش نمی گذره.
اولی: حیف شد! چون می خواستیم حضورمون با گروه کارشناسی که از سوئد می آیند همزمان باشه!
دومی هیچ گو: مگه می خواید کجا برید؟
اولی: یکی از کشورهای نزدیک قطب شمال!
دومی هیچ گو: خوب گروه های کارشناسی تون اون کشورها زیادن. می تونید با یک گروه دیگر قرار بگذارید.تازه یک ماه دیگه برید هوا خنک تر هم شده.
(اولی ولو می شود)

دومی:چند روزیه چشمام خیلی می سوزه. نمی دونم چش شده؟ خیلی اذیتم می کنه. باید برم پیش چشم پزشک.
هیچ گو:آره حتما برو. دکتر خیلی خوبه. چشمتو معاینه می کنه بعد دارو بهت می ده تو هم مصرف می کنی خوب می شی.
دومی:از موقعی که چشمام شروع کرده به سوزش سرم هم به شدت درد می کنه.
هیچ گو: خوب رفتی پیش دکتر حتما بگو سرم هم درد می کنه. هم سر هم چشمتو معاینه می کنه بعد دارو بهت می ده. تو هم مصرف می کنی خوب می شی.

باور کنید وقتی این کلمات رو می نویسم دقیقا مثل وقتی که اونها رو می شنوم حالم به هم می خوره. ببخشید...
خوب دیگه حالم اجازه نمی ده از این بیشتر کلمات هیچ گویانه بنویسم. پل رابرتس نویسنده مقاله "هیچ گفتن در 500 کلمه" چند راه برای خروج از این فضای هیچ نویسی و هیچ گویی ارایه می دهد که توصیه می کنم (نفسی اولا ً) به کار ببندیم اگر خواستیم حرفی بزنیم:
1.    از تكيه‌ بر بديهيات‌ بپرهيزيد. (آی که من حالم به هم خورد دوباره... یاد بعضی توضیح واضحات افتادم. مثلا: پسرم! با داداشت تماس بگیر گوشی رو بردار صدای بوق آزاد رو شنیدی انگشتاتو رو شماره ها فشار بده شماره شو بگیر وقتی جواب داد بگو الو پدرم گفت ظهر بیا خونه ما)
2.    طرفي‌ را بگيريد كه‌ كمتر طرفدار دارد.(این هم برای جرات دادن به اظهار نظری که به آن معتقدید اما خلاف نظر عام است. مثلاً: این قدر نگویید هرکس به فلانی رای نمی دهد این به معنی رای به فلانی دیگر است کمی طرف ایجاد فضای باز سیاسی را بگیری و به خود جرات دهید و مثلا بگویید: رای هرکسی با دلایل منطقی محترم است )
3.    از كلي‌گويي‌ پرهيز كنيد.(خواهش می کنم پرهیز کنید. التماس می کنم پرهیز کنید. این قدر نگویید: همه چیز همین جوری است دیگر. زمانه است.معلوم نیست چی می شود. شاید که خیر تو در این باشد. این جمله آخری را باور دارم اما این جمله کلی نمی تواند همه مشکلات را حل کند. اگر این طور است همه بنشینند شاید خیرشان در این باشد که همه از گرسنگی بمیرند. ها؟ کسی چه می داند؟)
4.    از آوردن‌ حشو و زوائد خودداري‌ كنيد. (مثال: بله دیگر همه این ها نایلون هارا این جوری تولید می کنند اصلا وضعیت یک جوری شده انگار می خواهند همه مردم را بکشند انصاف ندارند که... اصلا مردم این زمانه فکر نمی کنند چرا این قدر دروغ هست. دروغ می گویی آدم بدی می شوی کسی به تو اطمینان نمی کند چک هم می دهی دست طرف می گوید نمی توانی برگشت بدهی. قانون کجا بود؟)
5.    صراحت‌ لهجه‌ داشته‌ باشيد(مثال خود مقاله: نمي‌گويم‌ كه‌ تمام‌ نوشته‌هاي‌ خود را با كلمات‌ صريح‌ و قاطعي‌ مانند دشنام‌ و فحش‌ پر كنيد. اما در ضمن‌ با الفاظ‌ سرد، كم‌زور، گنگ‌، دوپهلو، آكنده‌ از ادب‌هاي‌ بي‌موقع‌ هم‌ در جايي‌ كه‌ نياز به‌ قاطعيت‌ باشد، به‌ جايي‌ نخواهيد رسيد.)

ادامه اش را اینجا بخوانید و من خلاصه اش می کنم:

به چیزی که می گویید خوب "فکر" کنید.


نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت

پیام های من در وی ویو شنبه 13 تیر1388



http://www.viwio.com/dler

نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت

در خیال سه شنبه 2 تیر1388

با انگشت دست چپ گوش راستم را کیپ می کنم تا چیزی نشنوم. با دست راست حروف کیبورد را یکی یکی فشار می دهم تا چیزی بنویسم. پچ پچ ها را مبهم می شنوم. بیشتر انگشتم را در گوشم فشار می دهم تا آن را هم نشنوم. بی فایده است باز می شنوم. انگشت سبابه ام درد گرفته می خواهم عوضش کنم یادم می افتد که پدرم گفته این انگشت برای تهدید و دشنام دادن است برای همین به آن می گویند سبابه. باز همهمه محیط در گوشم می پیچد. یادم رفت که بگویم شجریان هم در گوش چپم می خواند: خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی... چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
هنوز انگشت سبابه دست چپم را در گوش راستم فرو کرده ام. به انگشت سبابه دست راستم نگاهی می‌ اندازم. رنگی ندارد اما این روزها باید به شجریان دل سپرد تا شب ها بتوان از کابوس روزها آسود.


 بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی ...شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی


به قول "یک پزشک" حس نوشتنم قفل شده...
اما انگار بی خیالی محال است بقیه را در خیال می شنوم...

باران اشکم می رود و از ابرم آتش می جهد... با پختگان گوییم سخن
سوزش نباشد خام را
نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت |

جناب آقای موسوی من در این انتخابات به شما رای ندادم. به هیچکدام از دیگر نامزدها هم رای ندادم. چرا؟ چون معتقدم که " اصلاحات واقعی " باید از میان مردم و درنتیجه آگاه شدن تک تک افراد از حقوقشان برخیزد. هرچند بی اعتقاد به اصلاحات ساختار سیاسی هم نیستم اما اصلاحات درون مردم رادر اولویتی واقعی برای این شرایط (با این مشخصاتی که اکنون به صراحت پرده از آن برافتاده) می دانم و امروزکه شما تصمیم گرفته اید با پشتوانه اراده مردم به ابطال انتخابات همت گمارید و این قدرت بی پایان مردم را تنها راه پاره کردن دام دروغ پهن شده در این ملک می پندارید پس من هم در این آغازیدن با شما هستم.
تفاوت اعتقاد به اصلاح ساختار سیاسی از راه یک بار رای دادن و بقیه را به دست روزگار سپردن با اعتقاد به اصلاح از راه آگاه ساختن صادقانه مردم از "ماوقع" و حقوقشان در همین است که این راه پیگیری و قربانی دادن و مشارکت حداکثری می خواهد اما صرف یک بار رای دادن بدون هزینه و البته برای برخی ها هم با برکت و مزایای فراوان همراه است.

آقای موسوی با شما و آقای کروبی هستم تا هنگامی که با مردم هستید.

دلیر مردوخی - مریوان
http://www.mariwangallery.blogfa.com

این نظر در تاریخ چهارشنبه 27 خرداد 1388 برای پستبانگ "الـلـه اکــبر" در پشت بام ها اطمینان بخش قلب های ملت ایران ارسال شد


نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت |

به نظر من خلاصه سخنان آقای محمود احمدی نژاد در مصاحبه مطبوعاتی و گردهمایی میدان ولیعصر تهران در عصر یکشنبه 24 خرداد1388 یک موضوع "است":

مبارزه جدی تر و شفاف تر با اشرافی گری بعضی ها!

حالا همین یک موضوع را شما داشته باشید که چگونه باعث می شود اسامی آن بعضی ها! خیلی شفاف از زبان مجتمعان ولیعصر و جاهای دیگر و بر روی پلاکاردها و اعلامیه های حامیان رییس جمهور منتخب، شنیده و دیده شود و بعد هم با جزییات بیشتر از زمان مناظره، در رسانه ملی مطرح شود.

خدا آخر عاقبت همه ما را به خیر کند با این دعوایی که سر قدرت شروع شده است.

حالا من بگم:

"ما هیچ کاره ایم به خدا همین جوری یک چیزهایی گفتیم"

یا این که بگم:

"خوب این واقعیتیه که همه دارن می بینن می خواید چی رو پنهون کنید از مردم؟" 

؟!

+++++++++++++++

یادداشت سیدعطاءالله مهاجرانی درباره جشن فرخنده

مسعود بهنود - کامنت ها باز، بالغ شده ایم 

روزنامه کیهان: نوبت به مراحل بعد از  «بهت» هم خواهد رسید

در پی نقض اخلاق رسانه ای توسط صداوسیما صورت گرفت؛
اعتراض دکتر رضایی به پخش گزینشی پیام خود در صداوسیما
دکتر محسن رضایی در نامه ای به رئیس سازمان صداوسیما، نسبت به پخش گزینشی پیام خود در بخش های مختلف خبری صداوسیما اعتراض کرد.
در پی اعتراض به نحوه شمارش اراء از سوی هواداران دکتر رضایی؛
پاسخ دکتر رضایی به نامه تند و انتقادی یک هوادار درباره انتخابات
دکتر محسن رضایی به نامه تند و انتقادی یک هوادار درباره سکوت در خصوص نحوه شمارش آراء پاسخ داد و تاکید کرد: امروز کسانی که با حق شما مخالفند، از امنیتی شدن فضای سیاسی کشور استقبال می کنند.
محسن رضایی در نامه‌اي خوستار توضيح وزیر کشور شد
اعتراض رضایی به نحوه شمارش آراء: شکایت کرده‌ام و قاطعانه از حقوق مردم دفاع میکنم
دکتر محسن رضایی در پیامی خطاب به ملت شریف ایران، ضمن دعوت مجدد مردم و مسئولین نظام به آرامش و وحدت، از شکایت خود به شورای نگهبان در خصوص نتایج اعلام شده خبر داد.

متن لینک های فوق در ادامه مطلب هم آمده است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت |

نتیجه چه خواهد شد؟ شنبه 23 خرداد1388
به نظر من همه اظهارنظرها و ظن و گمان ها از مصاحبه و نامه موسوی گرفته تا اخبار بی وقفه بی بی سی فارسی در مورد نتایج انتخابات یک طرف و این تویت های غلامحسین کرباسچی - دبير كل حزب كارگزاران سازندگي و  ريیس ستاد انتخاباتي مهدي كروبي- در تویتر یک طرف:

gkarbaschi

  1. شما نیز همچون ما فعلا صبر کنید ، هیچگونه تصمیم احساسی نباید گرفت
  2. در حال صحبت با دفتر رهبری هستیم ، همه چیز باور نکردنی است
  3. ما نیز چون شما در شوک بسر می بریم اتفاقاتی که در حال افتادن است واقعا باور کردنی نیست
  4. انتظار ما این بود که با مشارکت بالای مردم در این انتخابات شاهد حضور هر دو کاندیدای اصلاح طلب در دور دوم می بودیم
  5. اخباری که به گوش می رسد بسیار غیر شفاف است و هنوز نتیجه انتخابات را نمی توان به درستی پیش بینی کرد


نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت |

دروغ بزرگ سه شنبه 19 خرداد1388

این یادداشت را یک مسؤول دارای مقام در دولت های پیشین و اکنون بدون مقام ننوشته است تا در مقام خودساخته ی تنها منجی مردم ایران‌زمین ، دمار از روزگار صاحب منصب امروز برآورد و همانند تنها کاشف اقوال و اعمال غیر اخلاقی و غیرعلمی، برخود ببالد که دروغگویی را کشف کرده که هالک اصلی این ملک و ملت است. 
خیر! این نوشته را یکی از همین مردم "فلاکت"زده ایران نوشته است.
تز نانوشته "دروغگو" اگرچه از دل مناظره های مبتکرانه و بدیع صداوسیما و از برکت جرأت "سفیدنمایی" های رییس دولت فعلی  برآمد، اما چون بر زبان فیلم مستند دوم موسوی باز به جد مکرر شد و حامیان وی نیز مرتب بر استحکام بتون‌آرمه ساختمان صداوسیما صحه گذاشتند، لقبی شد برای کسی که همین دیروز امانتدار دین و ملت شد و بزرگانش بر "انتخاب" این شایستگی، صحه غیرقابل انکار گذاشتند. اگر همپندار قدیمی این امین رسمی سرزمین در مناظره، خود را از اطلاق رودرروی این عنوان برحذر داشت! اما باز، حاصلجمع سخنانش همان شد که دیگران گفتند.

همه گفتند: تو با این مملکت چه کردی؟ جز ویرانی در کتاب؟ در دانشگاه؟ در معیشت؟ در معنویت؟ در امنیت درونی و در حیثیت بیرونی؟ در نفت؟ در شکر؟ در سیب زمینی؟ و در اخلاق؟
همه گفتند: مردم شریف ایران! بدانید که کمال انسانیت در صداقت است و او به تنهایی مظهر بی اخلاقی! آن هم  برای نشستن بر صندلی بی ارزش قدرت!
همه گفتند: ملت قهرمان ایران! خطری عجیب و حالی پریشان و دره ای پیش رو داریم امروز! چون یکی دروغی گفته به اندازه این ایران، بزرگ.
همه گفتند: این دروغ ها من را آورد والا نمی آمدم.
همه گفتند: تنها راه حل این است که آن جمعه من بیایم و آن دروغگو برود.
و همه تکرار کردند: دروغگو... دروغگو... دروغگو ...
اما این همه، پیش از این هم بودند "در" این ملک و آن یکی کس هم بود "بر" این ملک.
پیش از این روزهای داغ داغ، آن دروغ ها یا آمارها! بود و موسوی بود و کروبی بود و رضایی بود و مردم هم بودند. و هم دروغ یا آمار! در کتاب بود و هم در دانشگاه بود و هم در معنویت بود و هم در معیشت بود و هم در امنیت بود و هم در شکر بود و هم در نفت.
اما چرا پرهیزگار صادقی نبود؟ زیبا نامی نبود؟ شیخ مصلحی نبود؟ یا که همرزم دیرینی نبود تا ستون های برافراشته دروغ را برای مردم بشمارد؟ چرا همه بودند و هیچ کس نبود؟

نگرانم که فردا هم باز، آنجا که باید باشیم نباشیم و به خود دروغی بگوییم به اندازه این ایران بزرگ!



نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت

اگر چه همه ما تفاوت غیرقابل انکاری میان آمارهای آقای احمدی نژاد با وضعیت زندگی خود احساس می کنیم...

اگر چه در بی تریبونی اصلاح طلبان شکی نیست...

اگرچه حمله دیشب به آقای احمدی نژاد از سوی آقایان موسوی و کروبی به مذاق طرفداران این دونامزد خوش آمد...

اگرچه...

اما در این فضای احساسی گیر انداختن رقیب، نباید که حدود اخلاق را خودمان تعیین کنیم و هرچه می خواهیم (اگرچه از سر دلتنگی های قدیم) بار رقیب کنیم و بگوییم این عین اخلاق است.

بیایید ماوقع دیشب را از زبان ابوالفضل فاتح-مسؤول کمیته تبلیغاتی میر حسین- با این پیامک که گفته می شود یک منبع معتبر مخابره کرده مقایسه کنیم:

پیامک:

حمله و برخورد فیزیکی با مهندس موسوی در صدا و سیما پس از مناظره امشب! (برای همه بفرستید)

(این پیامک با حروف لاتین برای من ارسال شد.)

و این هم یادداشت ابوالفضل فاتح-مسؤول کمیته تبلیغاتی میر حسین در ghalamnews.ir:

...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط دلیر مردوخی  | لینک ثابت |